اخبار بنیاد فردوسی شاخه توسخاستگاه و جایگاه شاهنامه پژوهی

پاسخ استادان بنیاد فردوسی شاخه ی توس به پرسش های سومین کنفرانس بین المللی شرق شناسی فردوسی و فرهنگ و ادب پارسی

1- فردوسی که فارسی زبان است مانند میلیون ها فارسی زبان دیگر که در طول تاریخ آمده اند و رفته اند، چه شد که از این میان فردوسی، فردوسی شد و شاهنامه کتاب ملی فارسی زبانان؟

2- فردوسی یک حماسه سراست و شاهنامه او آکنده از حوادث و حماسه است، چرا باید یک کتاب حماسی برای ایرانی ها تا این حد اهمیت پیدا کند و عمری بدین درازی یابد؟

پاسخ استادان بنیاد فردوسی شاخه ی توس به پرسش های سومین کنفرانس بین المللی شرق شناسی فردوسی و فرهنگ و ادب پارسی

دکتر  محمد بقایی ماکان

 photo_2018-02-03_13-09-27

شاهنامه قباله خانه پدری هر ایرانی

فردوسی بی گمان نه تنها یکی از پنج شاعر بزرگ زبان فارسی، بلکه از بزرگترین شاعران اندیشمند تاریخ بشری است.

از آنجا که  بزرگی هر متفکر و شاعر و هنرمندی بسته به ارزش اثری است که می آفریند ، فرزانه توس را می توان به جهت آفرینش اثروالایی مانند شاهنامه که ارزش واقعی آن در قیاس با دیگر آثار حماسی جهان-بخصوص مشهور ترینش ایلیاد- آشکار می شود، چهره ی ممتازی در میان حماسه سرایان و شاعران اندیشه ورز جهان دانست.

تفاوت دیگر چهره های بزرگ فرهنگ ایرانی با فردوسی در این است که آنان بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی به شمار می آیند، ولی فردوسی نه تنها هویت پرور ، بلکه نگاهبان آن است. ارزش شاهنامه و دلبستگی عمیق ایرانیان به این منظومه در این است که نه تنها نگاهبان مهمترین رکن هویتی آنان یعنی زبان ملی بوده، بلکه سبب شده تا با ریشه های خود پیوند یابند. زمینه ی پیدایی و بالندگی چنین عواملی سر در نظم شاهنامه دارد. برپایه مستندات این کتاب که در واقع قباله ی خانه ی پدری هر ایرانی ست می توان زمان پیدایی سرزمینی به نام ایران و پدید آمدن  انسان و جهان ایرانی را دریافت.

فردوسی با بینش ژرف خود می دانست که مهم ترین عوامل حفظ هر سرزمینی سنتها و فرهنگ اصیل مردم آن است که در ظرف زبان ملی تبلور می یابد، می دانست که هیچ ملتی نمی تواند مستقل باشد مگر این که با سنتها و فرهنگ اصیل خویش پیوند داشته باشد. مهمترین عاملی که می توانست این ارزشها را محفوظ نگاه دارد ، زبان ملی بود ، از اینرو به پالایش و پاسداشت زبان فارسی همت گماشت، او در واقع بستری را فراهم آورد که بعدها سخنورانی نامی در آن پرورش یافتند که هریک در  آثارشان تلاش وی را گرامی داشتند و بر استادی وی اذعان نمودند. بنابراین اگر فردوسی نمی بود ، گنجینه ی ارزش های فرهنگ ایرانی، یعنی شاهنامه، پدید نمی آمد و اگر می آمد بدین گرانمایگی نمی بود. شاهد این دعوی در آثار مشابهی است که پیش از شاهنامه و پس از آن به وجود آمد.

ابن اثیر در کتاب کامل التواریخ می نویسد : « کتابی فصیح تر از شاهنامه در زبان فارسی نمی توان یافت. این کتاب همه در غایت حسن از حیث فصاحت و بلاغت است و در آن چیزی نیست که بتوان بر آن عیب نهاد.»

سخن این دانشمند صاحب نام عرب زمانی   بیشتر روشن می شود که شاهنامه دست کم از لحاظ محتوا با دیگر  آثار حماسی معروف جهان از جمله آثار هومر و ویرژیل مورد مقایسه قرار گیرد .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن