اخبار بنیاد فردوسی شاخه توسخاستگاه و جایگاه شاهنامه پژوهی

پاسخ استادان بنیاد فردوسی شاخه ی توس به پرسش های سومین کنفرانس بین المللی شرق شناسی فردوسی و فرهنگ و ادب پارسی

1- فردوسی که فارسی زبان است مانند میلیون ها فارسی زبان دیگر که در طول تاریخ آمده اند و رفته اند، چه شد که از این میان فردوسی، فردوسی شد و شاهنامه کتاب ملی فارسی زبانان؟

2- فردوسی یک حماسه سراست و شاهنامه او آکنده از حوادث و حماسه است، چرا باید یک کتاب حماسی برای ایرانی ها تا این حد اهمیت پیدا کند و عمری بدین درازی یابد؟

 

پاسخ استادان بنیاد فردوسی شاخه ی توس به پرسش های سومین کنفرانس بین المللی شرق شناسی فردوسی و فرهنگ و ادب پارسی

photo_2018-01-24_16-36-36

دکتر بتول فخراسلام عضو هیات علمی واحد علوم و تحقیقات خراسان رضوی

 

1- هنگامی که عشق به « ایران » و «ایرانی» با نوستالژی همراه گردد و منش « پهلوانی » با هنر « سخن گفتن پهلوانی » هم داستان شود و گستره ی « دانش » و « بینش »  با بلندای « درک » و » درد » همسایه گشته باشد و « گوهر » و « هنر » و « نژاد » و «خرد » در پیمانه ی گِل « نژاده » ای همراز و همنشین گردد و « نبوغ » هم در این میانه با این چهار ، همدم شود ، بی تردید برآیند این همه ، «فردوسی » می شود ، و شاهنامه اش ، شناسنامه ای برای ایرانیان و برگه ی شناسایی شان در هیاهوی پوچی ها ؛ چرا که در پهنه ی پر شکوه نامور نامه باستان ، ایران و ایرانی را می توان در گذر هزاره ها یافت و دریافت .

 

2- شاهنامه نفس های فردوسی است که به نفس ایران بند است و همنفس ایرانیان است در تنگنا های نفس گیر تاریخ . شاهنامه تنها روایت پهلوانی های قهرمانان اهورایی ایران در ستیز با اهریمنی ها نیست ؛ شاهنامه امپراتوری پند و پیام های باستانی است . فراخوانی به انسانیت است در روزگار رهایی دیو و ددها . فراخوانی به پاسداری از پیمان ، نجابت و شرافت ، مهربانی و مهرورزی ، خردورزی و خردمندی ، راستی و بی آزاری و نیکی ، یاری رساندن به یکدیگر و آشتی جویی ، یکتا پرستی و میهن پرستی و ….. است . شاهنامه آینه ای است که سیمای راستین ایرانی را به روشنی نشان میدهد و اگر این آینه شکسته شود ، باز هم در هر شکسته ی آن ایران و ایرانی جلوه گری خواهند نمود .

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

9 دیدگاه

  1. سلام سرکار خانم فخر .چه قلم ادیبانه و زیبایی دارید! انسان را به فکر وا می دارد این قلم! جذاب و زیبا مانند خودتان . علاقه و ارادت شما به فردوسی در نثرتان کاملا دیده می شود. چه عشق حسادت برانگیزی! چه عکس بی تکلف و صمیمی و ساده ای! چه استاد برازنده ای! سپاس بی کران

  2. درود.از همایش فردوسی یزد تا امروز پی گرفته ایم شما و نوشته های شما را.می بوسیم نوک خامه ی شما را که دلدادگی به ایران و آیین باستان و فرزانه ی همشهری تان فردوسی را با خود می نمایاند. ما نمایشنامه شما{ خنیاگر خاموش: آناهید} را با بازی شما جستیم ویافتیم و دیدیم و گریستیم.نمایش نوستالژیک شما را با این نوشته ها می بوسیم. بانو سپاس از سوی زرتشتیانی که ارزش کار شما را می دانند

  3. سرکار خانم دکنر فخراسلام سلام.نثرتان ژرف و زیبا و ابتکاریست.. مقالات شما را هم چندتایی از اینترنت گرفتم وخواندم. خیلی مفیدبود. متن یک طرف عکس شما هم یک طرف.عکستان هم حس خوبی به آدم می دهد. انرژی مثبت.بهره بردم.به امید دیدار شما از نزدیک

  4. سلام بر شما دکتر فخر نازنین.هم فن بیان شما خواستنیست هم قلمتان زیباو خواندنیست و هم کلاسهایتان انتظار کشیدنیست. موفق و موید باشید.

  5. سلام و عرض ادب. بدین وسیله از کارگاه فوق العاده مفید و جالب بازتاب باورهای میترایی در شاهنامه که با تدریس جذاب و پراز عشق و احساس شما برگزار شد تشکر می نمایم.سه کارگاه قبلی شما را شرکت کردم و انواع هویت ملی و مهری و اهریمنی و دینی را یاد گرفتم.شما باعث شدید دیدگاهم به ایران .فردوسی. زن. شاهنامه و زندگی تغییر کند. با تمام وجود تشکر می کنم. به قول خودتان در پناه یزدان

  6. استاد گرانقدر سپاس از نوع نگرش خاصتون به شاهنامه و پاسخهایی که قابل تامل و نو بود.راستش نمایشنامه آناهید خنیاگر خاموش را که دیدم حس نکردم بازی می کنین.به نظرمن شما خود ش بودید.به خاطرهمین طبیعی بود.قلمتون هم زیباست.متن نمایشنامه دغدغه های شماست. به نظرمن شما خیلی تنهایید با وجوداینکه خیلی پرطرفدارین.بگذریم. می خواهم تشکر کنم که از منظری دیگر و پنجره ای دیگر شاهنامه را به ما نشون دادید. فقط حیف که خودتون نمی توانید قیافه و برق چشماتون رو موقع بیان مسایل باستانی ببینید! استاد مثل خورشید ید که ابر فاصله ها هم مانع تابش شما در قلب ما شاگردانتون نمیشود.استاد به حرف شما رسیدم.فردوسی از بس هست حس نمی کنم که نیست .هست هست هست زنده ی جاوید…..

  7. استاد عزیزسلام. هم پاسخها خوبست و هم کارگاه ها عالیست و خودتان محشرید.زندگی مرا دیگرگون کردید.بیشتر کارگاه بگذاریدو سپاس فراوان. واقعا خورشیدید از ذهن آدم پاک نمی شوید

  8. با سلام .استاد پاسخ ها که عالیست.پاسخ هایی که به دیگران می دهید خیلی بجاست. شما تنها استادی هستید که ما را بیش از خودمان قبول دارید ونگرانی ها را برطرف می کنید. در عرض دو ساعت برای شش نفرمان موضوع پایان نامه انتخاب کردید و پروپوزال و طرحش را نوشتیدکه هزینه ی اضافی ندهیم و عقب نمانیم و خودتان هم راهنما نشدید و…راهنمایی می کنید.استادباید بگویم…استاد وقتی دو استاد محترم دیگر ما را مسخره کردندو…فرمودند ما در حد ارشد نیستیم وشما چه با ابهت فرمودید: مگر ما در حد استادیم؟ و….باید بگویم شما برای ما بالاتر از استادید.شما برای همه شاگردانتان بالاتر از استادید.ببخشید که به خاطر ما به زحمت افتادید.ببخشید که نمی توانیم جبران کنیم.ما مثل شما شهامت نداریم و بیان قدرتمند.استاد زبان قاصرست ممنونیم.خداییش حماسی هستید. خوشا به حال کسی که آنچه می خواند در رفتارش اثر گذارد.معروف شده دانشجویان نیشابور همه مایلند درباره شاهنامه کار کنند. علتش هم فردوسی بزرگ ست و هم دکتر فخر عزیزمان.یک دنیا تشکر

  9. سلام.پایان سرایش شاهنامه به فرمایش شما آغاز ی است…. پایان کلاسهای ما با شما نیز برایم آغازی شد…تمام کلاسهایی که با شما داشتم یک طرف و نشست و پرسش و پاسخ آخرین دیدار دانشگاهیتا.ن میان8بانوی استاد یک طرف.استادان محترم خوشبختی را چه گفتند و شما چه!به شاگردیتان افتخار می کنم.یادم می ماند فرمایشهای شما را که :اگر تمام ثروت دنیا را هم داشته باشی وقتی در کشورت در دنیا کودکی به جای بازی کار می کند نمی توانی کاملا احساس خوشبخنی کرد.اگر بهترینهاا را هم داشته باشی وقتی در کشورت در دنیابیگناهی درد می کشد نمی شود حس خوشبختی کامل داشت.زیباترین هم باشی وقتی بدانی از گذشته ای با تمدن پرافتخاروزیبا چه مانده نمی توانی اززیباییت لذت ببری.و…استاد در آستانه جراحی زیبایی نگاه و تصمیمم عوض شد.حق با شماست…زیبایی رفتار جاودانه هست و باید حوشبختی فردی را با خوشبختی جمعی پیوند زد.باید روحیه را حفظ کرد وبه دیگران روحیه داد.باید ادبیات خواند…..استاد دلم برایتان تنگ می شود…….استاد…..

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن