خاستگاه و جایگاه شاهنامه پژوهی

💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته

💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته
🔸#کیانیان
✔️یادداشت(۲۵)
♦️کی خسرو
داستان “کاموس کُشانی” و رزم رستم
🔶#دکتر_بتول_فخراسلام

لشکر ایران پس از رزم فرود به ایران بازمی گردند و توس با میانجی گری رستم بخشیده می شود. دیگربار توس و گودرز برای نبرد با تورانیان راهی می شوند. توس به پیران ویسه پیشنهاد می‌کند که به سپاه ایران بپیوندد. پیران وزیر افراسیاب شبانگاه فرستاده‌ ای نزد شاه توران می فرستد و آگاه می کند و او نیز سپاهی می فرستد. نبرد آغاز می شود؛ توس پس از جنگاوری ها ناگزیر به سمت کوه “هَماوَن” می گریزد و شرایط نبرد، دشوار می گردد و
فراوان ز رستم گرفتند یاد
و نامه به کی خسرو می نویسند که باید رستم، آن گَو پیلتَن با دلاوران به یاری آید. کی خسرو پس از خواندن نامه و شنیدن خبر ناتوانی سپاه توس و کشته شدن بسیاری از گودرزیان رستم را فرا می خواند و رستم پاسخ می دهد :
شنیده ست خسرو که تا کی قباد
کلاه بزرگی به سر بر نهاد،
به ایران به کین من کمر بسته ام
به آرام یک روز ننشسته ام
چنین رنج و سختی بسی دیده‌ام
که روزی ز شادی نپرسیده ام
تو شاه جهان هستی و من، رَهی
میان بسته ام، چون تو فرمان دهی
از آن سو توس در خواب، سیاوش را می بیند که مژده ی پیروزی می دهد. این در حالی ست که سپاه ایران در تنگنای کمبود آذوقه قرار گرفته و سپاه توران، سپاه خاقان چین و سپهدار کاموس کُشانی را با خود همراه ساخته است.
رستم می رسد و گودرز او را در آغوش می گیردو می گوید
همی تاج و تخت از تو گیرد فروغ
سخن هرچه گویم، نباشد دروغ
تو ایرانیان را ز مام و پدر
بهی، هم ز گنج و ز تخت و کمر
چنانیم بی تو که ماهی به خاک
به ننگ اندرون سر، تن اندر هلاک
از آن سو آگهی به تورانیان می رسد و
بدو گفت پیران که”بد روزگار
اگر رستم آید بدین کارزار
نه کاموس مانَد نه خاقان چین
نه شَنگُل، نه گُردان توران زمین
جنگ آغاز می شود و رستم بدون اسب با جنگاوری به نام اشکبوس رو به رو می گردد و
بدو گفت خندان که نام تو چیست
به بی تن سَرَت بر، که خواهد گریست؟
تَهَمتَن چنین داد پاسخ که نام
چه پرسی که هرگز نبینی تو کام
مرا مام من، نام، مرگ تو کرد
زمانه مرا پُتک تَرگ تو کرد!
هم اکنون تو را ای نَبَرده سوار
پیاده بیاموزَمَت، کارزار
پیاده مرا زان فرستاد توس
که تا اسب بستانم از اشکبوس
و او را می کشد. سپس با کاموس کُشانی می جنگد و دو دستش را می بندد و به زیر بغل می گیرَدَش و به پهلوانان می گوید که این مرد
به ایران همی شد که ویران کند
بر و بوم ما جای شیران کند
حال چه تصمیمی خواهید گرفت؟!
بیفکند بر خاک، پیش سَران
ز لشکر برفتند گُندآوران
تنش را به شمشیر کردند چاک
به خون غرقه شد زیر او سنگ و خاک
و پس از آن، رستم، “چِنگِش” را هم می کشد
هومان به طور ناشناس به خیمه ی رستم می رود و رستم به او می گوید تو کیستی و اگر برای آشتی آمدی، باید گنهکاران در ریختن خون سیاوش و گودرزیان را نزدما آوری و هرچه که سیاوش با خود از ایران به توران آورد. گنهکاران را نزد کی خسرو خواهم فرستاد، شاید که آنها را ببخشد.
هومان ویسه نزد برادرش پیران می رود و سخنان را منتقل می کند. پیران با هدیه ها نزد رستم می رود. رستم دوباره می گوید :
چو کین ِ سرِ شهریاران بُوَد
سر و کار با تیرباران بُوَد
دو راه برای آشتی هست: هرکه در خون سیاوش دست داشته، بفرستی و دیگر این که با ما نزد کی خسرو آیی که محترم تر از جایگاهت در درگاه افراسیاب خواهی بود.
پیران باز می گرددو ومی گوید چه کسی هست که گنهکار نباشد و دل خسرو از او به درد نباشد؟! پیران با خاقان چین همراه می گردد و دیگر بار نزد رستم می رود و زمان می خواهد. رستم که حقیقت را دریافته، به سپاه ایران فرمان جنگ می دهد. نبرد، دیگربار آغاز می شود و سرداران تورانی یکی یکی به دست رستم کشته می شوند. رستم خاقان چین را به کمند می گیردو گرفتار می سازد
پیران را نمی یابند و جنگ مدتی متوقف می شود و رستم می گوید به درویش ها دهش کنید و مال بخشید و جامه ی رزم بیرون و آسایش افزون کنید.
رستم تمام غنایم و هدیه ها و… را همراه فریبرز، عموی کی خسرو با نامه ای نزد شاه می فرستد.
افراسیاب از شکست لشکرش آگاه می گردد و اندوهگین. بزرگان بازمانده از چنگ رستم همه هراسان و ناراحت. فَرغار نامی به افراسیاب
چنین گفت کز بارگاه بلند
برفتم بَر رستم ِ دیو بند
خیمه اش سبز و نقش درفشش، اژدها و ببر بیان برتن و رخش، زیر پای و توس و گیو و گودرز و بیژن و… پهلوانان همه آماده باش..
پولادوند را به جنگ با رستم می فرستند و رستم او را می کشد….افراسیاب از رستم می گریزد.
ایرانیان با دلاوری و شجاعت و مدیریت رستم، پیروز میدان می گردند و با شادکامی به ایران باز می گردند و نزد شاه می روند:
بدو گفت گودرز که ای شهریار
ز مادر نَزایَد چو رستم، سوار
پس از یک ماه، رستم با هدیه های شاه نزد پدر خردمند و عزیزش، زال باز می گردد.

🆔@bonyadeferdowsitous

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن