اخبار بنیاد فردوسی شاخه توسدسته‌بندی نشدهنشریات و مقالاتیادداشت روز

جهان خیام

اردیبهشت در واپسین روزهایش با یک یادروز دیگر می‌گذرد. سه روز پس از یادروز فردوسی، در کوچی ادبی از توس به نیشابور می‌رویم تا مثنوی را به رباعی گره بزنیم و حماسه را به فلسفه و حکمت و دانش. از خیام نيشابوری، دانشمند نام‌آور ايرانی و شاعر رباعی‌های ماندگار و جاودانه یاد می‌کنیم که شهرت او در جهان افتخاری است برای ایران و ایرانی. خیام بیش از شاعری، دانشمندی است همه‌چیزدان و حکیمی است که بیش از هر چیز «پرسش» را در ذهن آدمی برمی‌انگیزاند و پرسشگری هنر اوست. خیام که خود در دانش‌ نجوم و ریاضی استاد بود و هزارتوی جهان آفرینش او را به شگفتی واداشته بود، با سرایش رباعی‌های پرسشگرانه، مخاطب را هم در این شگفتی خود سهیم و شریک می‌کند. خیام نیک می‌داند که این جهان سرشت و سرنوشتی تودرتو دارد که عقل آدمی در فهم تمام آن ناتوان است. رباعی‌های او فقط شعرهایی از سر دلخوشی و شادمانگی نیست، که ژرفای هستی  را نشانه می‌رود و انسان را بیش از پیش به اندیشیدن وامی‌دارد. این نگاه خیام چنان جذبه‌ای داشته است که پس از او دیگرانی به سبک و سیاق او رباعی‌هایی خیامی سرودند و به نام او تمام کردند. حال آن که به گفته دکتر میرجلال‌الدین کزازی «چارانه های خيام در شمار به ۳۰ چارانه هم نمی‌رسند»؛ درحالی‌که در بعضی از کتاب‌ها بیش از ۵۰۰ رباعی هم به خیام نسبت داده‌اند.
جالب است که بدانیم، رباعی‌سرایی خیام، در زمان حیاتش امری ناشناخته بوده است و نویسندگان هم‌عصر او از قبیل نظامی عروضی و ابوالحسن بیهقی در این باره سکوت کرده‌اند. اولین منبعی که رباعی به اسم خیام نقل کرده، رساله‌ای از فخر رازی (۶۰۶ ق) است که در آن، در بحث معاد، به یکی از رباعیات خیام استناد جُسته است.
رباعی‌های خیام به‌لحاظ ساختار زبانی با سروده‌های فردوسی همساز است؛ هم روشنگرانه است و هم روان و استوار. نشانی از حکمت ایرانی است و ادبیات و زبان محکم خراسانی، البته با شیوه‌ای افسونگرانه. نباید از این نکته هم غافل شد که معما و مفهوم پرسشگری خیام، فراتر از جغرافیای زمان و مکان است و در واقع پرسش همیشگی انسان است از جهانی که در آن زندگی می‌کند.
از نگاهی دیگر هم می‌توان بین شعر و زبان و اندیشۀ فردوسی و خیام، شباهتی جدی دید که البته برخاسته از یک پایگاه فکری است و آن توجه به اندیشیدن و خردورزی است. فردوسی خرد را اساس و پایۀ هستی و انسان می‌داند و خیام نیشابوری هم گذر از رهگذر خرد را راهگشا می‌داند و با تکیه بر خرد، آدمی را به تأمل در زندگی، مرگ و جهان و هستی سوق می‌دهد. این دو با روشن نگاه ‌داشتن چراغ خرد، نگذاشتند تفکر خردستیزانه آن عصر جاپای محکمی پیدا کند و راه را بر اندیشه و عقلانیت ببندد.
ازاین‎‌رو، رباعی‌های خیام که خود پدیده‌ای هنری است، دریچه‌ای زیبا و هنرمندانه در برابر دیدگان انسان می‌گشاید تا با تفکر در هستی و انسان، حیرت و شگفتی آفرینش را بیش از پیش به تصویر بکشد و جهانی را ترسیم می‌کند که عقل آدمی از رسیدن به کنه آن ناتوان است و عظمت آفریننده آن را به رخ آدمی می‌کشاند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن