معرفی کتابنشریات و مقالات

‍ ♦️بازتاب سنتی هخامنشی در جنگنامه‌ی رستم و زنون

‍ ♦️بازتاب سنتی هخامنشی در جنگنامه‌ی رستم و زنون

🔷متن گورانی:
او پهلوانه، به ویش منازو
مبو جامۀ مرگ، پی ویش بسازو
رخشش و آب‌کیش، ای سپاه مبو
نو دلی فیلان، خورد خام مبو
خسرو صد شتر، بسپارون نه دست
هر ساربان بو، تا که عمرش هست
دست [و] پا بسته، کل مکم ذلیل
تمامی مردان، بواچان دخیل

🔶ترجمه‌ی فارسی:
آن پهلوانی که به خود می‌نازد، بهتر است جامۀ مرگ برای خویش فراهم کند.
رخش او آب‌کش این سپاه و خوراکش از شکمبۀ فیلها خواهد شد.
صد شتر به دست خسرو بسپارم که تا پایان عمرش ساربان باشد.
همۀ مردان را با دست و پای بسته خوار و بیچاره می‌کنم تا «امان» بخواهند.

* مضامین سه‌گانۀ آب‌کشی رخش، ساربانی کیخسرو و اسارت مردان جنگی یادآور داستان زیر از کمبوجیه در روزگار هخامنشی به روایت هرودوت است: کمبوجیه پس از تسخیر ارگ ممفیس برای خوارداشت و تحقیر پسامنت، فرعون مصر، دستور داد وی را همراه با شماری از مصریان به بیرون شهر ببرند؛ به دختر فرعون و دختران دیگر بزرگان مصر مانند کنیزان لباس بپوشانند؛ به دست هر یک سطلی آب بدهند و آنان را در حال آب‌کشی از برابر پادشاه مصر و دیگران بگذرانند. سپس کمبوجیه دستور داد پسر پادشاه مصر را همراه با دو هزار اسیر مصری در حالی که ریسمان بر گردن و افسار بر دهان داشتند، از برابر پدر عبور دهند و آنگاه اعدام کنند.
در این روایت کمبوجیه ۳ کردار مهم یعنی «وادار کردن دختران پادشاه به آب‌کشی، خوارداشت پادشاه، و سربازانی با ریسمان بر گردن و دهان» دیده می‌شود که با کردارهای سه‌گانۀ بهتون ــ که قصد دارد پس از پیروزی بر رستم انجام دهد ــ همسان است.
آب‌کشی رخش یادآور آب‌کشی دختر اسیر پادشاه مصر و آب‌کشی این دختر یادآور آب‌کشی دختران اسیر گشتاسپ در توران‌زمین است: بنا بر روایت شاهنامه پس از هجوم ارجاسپ به ایران، لهراسپ و بزرگان ایرانی کشته و دو دختر گشتاسپ (همای و به‌آفرید) اسیر می‌شوند. جاماسپ پس از بیان گزارشی از تازش ارجاسپ از اسفندیار می‌خواهد که برای آزادی خواهران خود بشتابد.

همای خردمند و به‌آفرید
که باد هوا روی ایشان ندید
به ترکان اسیرند با درد و داغ
پیاده دوان و دو رخ چون چراغ

🟨اسفندیار پای در راه هفت‌خان می‌نهد؛ پس از پشت سر گذاشتن هفت‌خان ناشناس وارد رویین‌دژ می‌شود و خواهران اسیر خود را همانند کنیزان با سر و پای برهنه و لباسهای پاره در حال آب‌کشی می‌بیند. خواهران خود را به اسفندیار چنین معرفی می‌کنند:

بدینسان دو دخت یکی پادشا
اسیریم در دست ناپارسا
برهنه سر و پای و دوش آب‌کش
پدر شادمان روز و شب خفته خوش برهنه دوان بر سر انجمن
خنک آنک پوشد تنش را کفن

🟨اسفندیار پس از به دست آوردن رویین‌دژ خواهرانش را آزاد کرده و به ایران بازمی‌گرداند.
در اوستا و متون پهلوی اشاره‌ای به آب‌کشی دختران گشتاسپ در زمان اسارت نشده است. گذشته از آن در اوستا، متون پهلوی و شاهنامه در داستان اسارت دختران/ خواهران جمشید به این نکتۀ مهم اشاره شده که ضحاک آنان را به همسری خود برمی‌گزیند؛ یعنی روندی برخلاف گزارش شاهنامه دربارۀ خواهران اسفندیار؛ بنابراین می‌توان دریافت که کردار آب‌کشی دختران اسیر پادشاه با سر و پایی برهنه در سپهر مکانی دیگری غیر از سپهر مکانی اوستا است. با توجه به گزارش هرودوت به این دریافت می‌رسیم که آب‌کشی دختران اسیر پادشاه آیینی مربوط به مناطق و همسایگان غربی ایران و در روزگار هخامنشی رایج بوده است که احتمالاً سپهر مکانی و زمانی داستان رستم و اسفندیار را به مناطق غربی ایران و روزگار هخامنشیان پیوند می‌دهد.
نکتۀ قابل تأمل در روایت گورانی آوردن رخش به جای دختران پادشاه است. این نکته می‌تواند نشانه‌ای از اصالت اساطیری روایت گورانی باشد. گویا این روایت مربوط به زمانهای کهنی است که هنوز اسب قداست ویژه‌ای داشته و مهم‌ترین گزینه برای خوارداشت سوار به آب‌کشی بردن اسب وی بوده است.

✔️جنگنامه‌ی رستم و زنون، به کوشش آرش اکبری مفاخر، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۱۳۵، ۳۱۰، ۴۵۷-۴۵۸.

💠#بنیاد_فردوسی_مشهد
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس‏

🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/

🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous

🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous

🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن