خاستگاه و جایگاه شاهنامه پژوهی

💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته

💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته

✅یادداشت (۶٩)

🔶#ساسانیان
اردشیر بابکان
سخنان و مردم دوستی اردشیر بابکان

♦️#دکتر_بتول_فخراسلام

#اردشیر بابکان فرمان داد تا هر کسی پسر دارد، او را بی هنر نگذارد و جنگاوری را بیاموزد و سپس به درگاه شاه بیاید و هنگام جنگ برای کشور رزم آوری کند و اگر نیکو کوشید، پاداش و خلعت بگیرد.
همچنین به بی دانشان، کاری نمی سپارد و آنها که در بلاغت و نگارش، چیره دست بودند، در نزد خود نگاه می دارد.
♦️ دبیران چو پیوند ِ جان ِ من اند
همه پادشا بر نهان ِ من اند

#اردشیر بابکان به کارداران خویش می فرماید :

♦️نباید که مردم، فروشی به گنج
که بر کس نمانَد سَرای سپنج

♦️ز پیوند و خویشان، مَبَر هیچ کس
سپاه آن که من دادمَت، یار، بس

♦️ درَم بخش هر ماه، درویش را
مده چیز، مرد ِ بد اندیش را

هر کسی که برای دادخواهی یا کاری به درگاهش می رود، از او درباره ی کارکرد کاردارانش در آن شهر می پرسد؛ از دانایان، نیازمندان، پارسایان و کسانی که شایستگی جاه و سپردن مسوولیت دارند.

هر گاه لشکرش برای جنگ، جایی می رفتند، پیش از هر کاری دبیری می فرستد تا با دشمن سخن گوید و به بیداد، رزمی رخ ندهد و اگر دشمن می پذیرفت، خلعت شهریار را می گرفت و عهد و منشور. ولی اگر در سر، شور جنگ می داشت، سپاه خود را درم می داد و دبیری را به عنوان بازرس، همراه سپاه می فرستاد تا لشکر، بیدادگری نکنند و مردی با صدای بلند پند می داد که :

♦️به چیز ِ کسان، کس میازید دست
هر آن کس که او هست یزدان پرست

#اردشیر برای اسیران جنگی شارستانی می سازد تا در آن جا زندگی کنند.به هر سویی موبدان می فرستد تا شهرها بسازند و هر کس بی خانه است، برایش خانه ای فراهم می سازد. به هر جایگاهی، کارآگاهان دارد و اگر آگاه می شود که مایه داری، بی مایه ، شده، برایش سرمایه ای می فرستد و کودکش را به فرهنگیان می سپارد.نمی گذارد کسی نیازمند بماند

♦️ز دادَش جهان، یکسر. آباد بود
دل زیردستان بدو شاد بود

♦️به هر برزنی در، دبستان بُدی
همان خان ِ آتش پرستان بُدی

♦️به جایی که بودی زمینی خراب،
وگر تنگ بودی به رود اندر، آب،
خراج اندر آن بوم، برداشتی
زمین ِ کسان، خوار بگذاشتی
گر ایدون که دهقان بُدی تنگدست،
سوی نیستی، گشته کارش ز هست،
بدادی ز گنج، آلت و چارپای
نماندی که پایش برفتی ز جای

♦️ز دانا سخن بشنو ای شهریار!
جهان را بر این گونه آباد دار!

# اردشیر از روم و هند و ترک و چین باژ می گیرد و می گوید که از هر شهری” ده یک” یا یک دهم باژ که متعلق به من است،به خود شما می بخشم و پیش از این، آن را برای لشکر به کار می گرفتم.
سپس اندرز می دهد:

♦️خنُک آن که آباد دارد جهان
بُوَد آشکارا ی او چون نهان

♦️زمانی میاسای ز آموختن
اگر جان همی خواهی افروختن

♦️چنان دان که بیدادگر شهریار
بُوَد شیرِ درّنده در مَرغزار….

سپس عهدنامه ای برای #شاپور فراهم می بیند؛ چرا که بیمار می گرددو در می یابد که به مرگ نزدیک شده است. به پسر می گوید که :
دین و شهریاری برادر هم ست؛ بیدادگری، گنج دوستی و مسوولیت و مقام دادن به انسان های بی سود و بی دانش، سر ِ تخت فرمانروایی را خواهد پیچید.

♦️ رخ ِ پادشا تیره دارد دروغ
بلندیش ، هرگز نگیرد فروغ

♦️بدان کوش تا دورباشی ز خشم
به مردی بخواب از گنهکار، چشم

♦️مکن خوار، خواهنده درویش را
بر ِ تخت، مَنشان بداندیش را

♦️بیارای دل را به دانش، که اَرز
به دانش بُوَد، چون بدانی، بوَرز

♦️چو بخشنده باشی، گرامی شوی
به دانایی و داد، نامی شوی

سپس از پسر می خواهد که با دادگری و نیکی، روان او را شاد گرداند :

♦️روان مرا شاد گردان به داد
که پیروز بادی و بر تخت، شاد

از ساختن شارستان های #خُرّه اردشیر، # اورمزد اردشیر، #رام اردشیر، #برکه ی اردشیر و #سناباد شاه اردشیر نیز می گوید و رنج هایی که کشیده است و سپس پلک چشم بر هم می نهد.

#فردوسی در پایان شاهی #اردشیر بابکان می فرماید:
🔴 بیا تا همه دست ِ نیکی بَریم
جهان ِ جهان را به بد، نَسپریم

خُنُک آن که جامی بگیرد به دست
خورَد یاد ِ شاهان ِ یزدان پرست

💠#بنیاد_فردوسی_مشهد
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس‏

🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/

🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous

🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous

🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن