خاستگاه و جایگاه شاهنامه پژوهی

💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته

💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته
🔶#لهراسپیان

یادداشت (۵٢)

#گشتاسپ
آگاهی یافتن گشتاسپ از کشته شدن اسفندیار

♦️#دکتر_بتول_فخراسلام

🔸خبر کشته شدن شاهزاده ی رویین تن به همراه تابوتش به دربار گشتاسپ می رسد و بزرگان به خشم و
به آواز گفتند ک”ای شور بخت
چون اسپندیاری، تو از بهر تخت،

به زاوُل فرستی، به کشتن دهی
تو بر گاه، تاج ِ مهی برنهی،

سرت را ز تاج ِ کیان، شرم باد
به رفتن، پی ِ اخترت نرم باد

🔸پشوتن نیز نزد پدر می رود و بی هیچ نماز بُردنی او را سرزنش می کند که :

پسر را به خون دادی از بهر ِ تخت
که مَه تخت بینادچشمت، مه بخت…

بدین گیتیَت در، نکوهش بُوَد
به روز ِ شمارَت، پژوهش بُوَد

و به جاماسپ هم می گوید که
بزرگی به گفتار تو کُشته شد
که روز بزرگان، همه گشته شد…

🔸سپس درباره ی بهمن می گوید و اندرز یا سفارش اسفندیار و این جاست که گشتاسپ، پشیمان می شود.
خواهران اسفندیار _ همای و به آفرید_به پدر می گویند که اسفندیار ما را از رویین دژ به نزد تو آورد؛ ولی تو را به زابل فرستادی تا تاج وتختت برای خودت بماند

نه سیمرغ کُشتَش، نه رستم، نه زال
تو کُشتی مر او را، چو کشتی، منال

تورا شرم بادا ز ریش ِ سپید
که فرزند کُشتی ز بهر ِ امید…

🔸پس از مدتی رستم نامه ای به گشتاسپ می نویسد که بسیارکوشید تا چنین رخدادی رقم نخورد و… به بهمن نیز هنرهای شاهان آموخته شده و
چو پیمان کند شاه ِ پوزش پذیر
کزین پس نَیَندیشَد از کار ِ تیر،

نهان من و جان من، پیش اوست
اگر گنج و تاجست، اگر مغز و پوست

🔸نامه به گشتاسپ می رسد و پشوتن گواهی می دهد که رستم راست می گوید و گشتاسپ در پاسخ می نویسد:
تو آنی که بودی و زآن، بهتری
به هند و به قَنّوج بر، مهتری…

و پس از مدتی با نامه ای، خواهان بازگشت بهمن می گردد و رستم با هدایای بسیار بهمن را راهی می کند.
🔹🔹🔹

🔸همه بر این باورند که کُشنده ی اسفندیار، گشتاسپ بوده است، نه رستم؛ حتی خود اسفندیار نیز به این امر، آگاهی می یابد؛ پیش از آن که بمیرد.
🔸شاید در شاهنامه بدترین پادشاه ایرانی گشتاسپ باشد؛ ولی در اوستا یکی از شهریاران نیک است و به گفته ی زنده یاد شاهرخ مِسکوب، “. در اوستا پادشاهی پارسا تر از گشتاسپ نیست…دینکَرت نیز… گشتاسپ را چون پادشاهی دیندار و کشورداری، خردمند و نمونه می ستاید”.
🔸به گفته ی استاد اسلامی نُدوشَن “اسفندیار بزرگ ترین قهرمان تعبد، خود نخستین قربانی تعبد می شود. از آن چه کرده، پشیمان است…رستم… دو نوع مبارزه را مشخص می کند:یکی با آز و دیگری با تعصب… عجبی نیست که تعصب گاه به گاه در خدمت آز قرار بگیرد…. قدرت در هر موردی که نمی توانسته است بر تایید آزاد مردم، متکی باشد، بهترین تکیه گاه خود را تَشَرُّع یافته است… پهلوان از نظر دین، عنصر مطلوبی نیست… “.
🔸زنده یاد شاهرخ مسکوب نوشته اند:” افسوس که اسفندیار برای رسیدن به پادشاهی و هدفی اهورایی، راهی اهریمنی بر می گزیند… برای مصلحتی، پا بر سر حقیقتی می نهد… بهمن، نشانی از ضعف ها، بزدلی ها و حسابگری های معمولی روزانه ی ماست… “.
🔸پشوتن نیز رمزی از خرد منفصل اسفندیار ست. سیمرغ، ماورایی ست و از راز رویین تن شدن ماورایی شاهزاده، آگاه.
گز گیاه محلی منطقه ی سیستان است و مقدس و با آیین مهر در ارتباط. آب ِ رَز را” اشک مو”گرفته اند که خاصیت سمی برایش قائل بوده اند. اشکی که از آوند شاخه ی بریده ی تاک، بیرون می آید.

💠#بنیاد_فردوسی_مشهد
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس‏

🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/

🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن