💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته
#کیانیان
یادداشت (۳۱)
🔻کی خسرو
◽️رزم دوازده رُخ_یادداشت سوم
🔶#دکتر_بتول_فخراسلام
🔹افراسیاب در پاسخ نامه ی پیران پس از سپاس، آگهی می دهد که خود برای جنگ خواهد آمد و لشکری ده هزارنفره می فرستد.
ازین سو نبردی میان ایران و توران درمی گیردو گیو با پیران می جنگد و پیران از گیو رهایی می یابد همان لحظه بیژن به پدر می گوید من از کی خسرو شنیده ام که پیران به دست گودرز از پای در خواهد آمد.
پیران به آوردگاه می آید و به گودرز می گوید
چرا کُشت باید همی بی گناه؟
سخن برنهادم کنون بر دو راه:…
تو از لشکر خویش بیرون خُرام
مگر خود برآیَدت ازین کینه، کام
به تنها من و تو بر این دشتِ کین
بگردیم و کین آوران همچنین
اگر من به دست تو گردم تباه
نجویند کینه ز توران سپاه…
وگر تو شدی کُشته بر دست من
اَبا نامداران آن انجمن
مرا با سپاه تو پیکار نیست
برایشان ز من نیز تیمار نیست
🔹گودرز با پیران همراهی می کند و جنگاوران ایرانی و تورانی به هم نامزد میگردند تا تن به تن بجنگند.
۱_فریبرز پسر کاووس با گُلباد پسر ویسه
۲_گیو پسر گودرز با گُروی زره – کسی که سر سیاوش را بُرید-
۳_گُرازه با سیامک تورانی
۴_فُروهِل با زِنگُله ی تورانی
۵_رَهّام پسر گودرز با بارمان
۶_بیژن پسر گیو با رویین پسر پیران
۷_هُجیر پسر گودرز با سِپَهرَم
۸_زنگه ی شاوران بااَخواشت تورانی
۹_گرگین پسر میلاد با اَندَریمان
۱۰_پَرته با گُهرَم
۱۱_گودرزپسر گشواد با پیران پسر ویسه
وسپس در گریز دو جنگاور تورانی
۱۲_گَستَهم با لَهاک و فرشیدورد
هر دوازده پهلوان ایرانی پیروز می شوند.
🔹گودرز پیش از کشتن پیران به او می گوید:
چو کار ت چنین گشت، زینهار خواه
به جان، تا ت زنده بَرَم نزد شاه
ولی پیران نمی پذیرد.
🔹از آن سو کی خسرو با سپاه به گودرز می رسد؛ در حالی که بیژن، پیکر زخمی و خونین گستهم دوست خویش را که ضربه ی کاری از لَهّاک خورده با خود به همراه می آورد تا پیش از مرگ، چهره ی شاه را ببیند.
کی خسرو غمگین می شود و مُهره ی شفا بخش خویش را بر بازوی او می بندد.
ز هوشنگ و تهمورث و جمٓشید
یکی مهره بُد خستگان را امید
رسیده به میراث، نزدیک شاه
به بازوش بَر، داشتی سال و ماه
چو مهر دلش، گستَهَم را بخواست
گشاد آن گرانمایه از دست راست
اَبَر بازوی گستهم بر، ببست
بمالید بر خستگیها ش، دست
پزشکان که از هند و از روم و چین
چه از شهر بغداد و ایران زمین،
همی شان به گِردجهان در، بگاشت
ز بهر چنین روزگاران بداشت،
به بالین ِ گُستهم شان، برنشاند
ز هرگونه افسون براو بر، بخواند
🔹و خود به دعا و نیایش برای گستهم می پردازد.
پس از دوهفته گستهم بهبود می یابد.
کی خسرو از دیدن پیکر بی جان پیران بسیار اندوهگین می شود
فرو ریخت آب از دو دیده به درد
که کردار نیکی همی یاد کرد
به پیرانش بر، دل بدان سان بسوخت
که گفتی یکی آتشی برفُروخت
سپس تن گروی زره “زشت روی” را می بیند و
همی گفت که ای کردگار جهان
تو دانی همی آشکار و نهان
همانا که کاووس بد کرده بود
به پاداش آن زهرِ کین آزمود،
که دیوی چنین بر سیاوُش گماشت
ندانم جزین نیز کینه چه داشت….
سپس
گُروی زَرِه را گره تا گره
بفرمود تا برکشیدند زِه
🔹تورانیان شکست خورده از شاه زینهار و امان می خواهند و کی خسرو می پذیرد.
فرزانه ی توس در پایان داستان دوازده رُخ می فرماید:
چون از کین ِ پیران شدی بی نیاز
یکی رزم کی خسرو اکنون بساز
💠#بنیاد_فردوسی_مشهد
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous



