💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته
💠#با_شاهنامه_آهسته_و_پیوسته
🔺یادداشت (١٢۴)
🟧#ساسانیان
پادشاهی هرمزد
آمدن بهرام چوبینه به نزدیک هرگز شاه
🟪دکتر #بتول_فخراسلام
فرستاده ای نزد #بهرام می رود و سخنان #مهران را به او می گوید و او از #بَردَع به درگاه شاه می آید.
نگه کرد شاه اندرو یک زمان
نبودش بدو جز به نیکی گمان
نشان های مهران شَتاد اندر اوی
بدید و بخندید و شد تازه روی
فردای همان روز شاه از #بهرام می پرسد که با #ساوه شاه آشتی جوید یا نبرد؟ #بهرام می گوید با #ساوه شاه آشتی روا نیست ؛
گر او جنگ را خواهد آراستن
هزیمت بُوَد آشتی خواستن
و دیگر که بدخواه گردد دلیر
چو بیند که کام تو آمد به زیر…
تو با دشمن بدکُنِش رزم، جوی
که با آتش آب اندر آری به جوی
وگر خود دگرگونه باشد سخن
شَه ِ نو گزیند، سپهر ِ کهن
چو نیرو به بازوی خویش آوریم،
هنر هرچه داریم، پیش آوریم،
نه از پاک یزدان، نکوهش بُوَد
نه شرم از یَلان، چون پژوهش بُوَد…
چو پیروزی ِ ما نیاید پدید
دل از نیک بختی بباید کشید!
از آن پس به فرمان دشمن شویم
که بی توش و پیچان و بی تن شویم
شاه از سخنان #بهرام شادمان می گردد. پس از آن جهان دیدگان به #بهرام می گویند که این گونه دلیری مکن! سپاه #ساوه شاه انبوه و بسیار ست و چه کسی جرات می کند و می تواند که پهلوان سپاه باشد؟! #بهرام می پذیرد که اگر شاه موافقت کند، پهلوان و فرمانده لشکر باشد. کارآگاهان به شاه خبر را می رسانند و شاه، وی را سالار لشکر می کند.
سپس #بهرام شمارِ لشکر را می گیرد و دوازده هزار جنگاور دلیرِ چهل ساله را گزین می کند.
سپهدار لشکر را #بهرام ِ بهرام پسر #سیاوش بر می گزیند و #یَلان سینه را
“سر ِ نامداران ِ جنگیش” می کند. سپس # ایزد گُشَسپ را به عنوان نگاهبان ِ بُنه و هماهنگ کننده ی میسَره و میمنه ی لشکر _ سمت چپ و راست لشکر _ برمی گزیند. پشت لشکر را هم به #بُنداگُشَسپ می سپارد و آن گاه به لشکرش می گوید که
🔹کم آزار باشید و هم کم زیان
بدی را مَبَندید هرگز میان
#هرمزد پس از آگاهی از آماده شدن لشکر با شادمانی در ِ گنج می گشاید و به لشکر و پهلوان لشکر می دهد و از #بهرام می خواهد که هرچه نیازست، بردارد و می پرسد با این تعدادسپاه و همه، چهل ساله نه جوان، نمی دانم چگونه نبرد را پیش خواهی بُرد!#بهرام
چنین پاسخ می دهد :
که چون بخت ِ پیروز یاور بُوَد
روا باشد ار یار، کم تر بُوَد
برین داستان نیز دارم گوا
اگر بشنود شاه ِ فرمانروا
که کاوس کَی را به هاماوران
ببستند با لشکری بی کران
گُزین کرد رستم، ده و دو هزار
ز شایسته مردان ِ گُرد و سوار…
همان نیز گودرز ِ گشوادگان
سرِ نامداران و آزادگان،
به کین ِ سیاوش، ده و دو هزار
بیاورد، بَرگُستُوان وَر سوار
همان نیز پُرمایه اسپندیار
بیاورد جنگی ده و دو هزار
به ارجاسپ و دز چاره کرد آن چه کرد
از آن لشکر و دز، برآورد گَرد!
همچنین دلیل برگزیدن چهل سالگان را این گونه می گوید:
چهل ساله با آزمایش بُوَد
به مردانگی در فَزایش بُوَد
به یاد آیَدَش مهر ِ نان و نمک
بر او گشته باشد فراوان، فلک
ز گفتارِ بدگوی و از نام و ننگ
هراسان بُوَد، سر نپیچد ز جنگ
ز بهر ِ زن و زاده و دوده را
بپیچد روان، مرد ِ فرسوده را
جوان، چیز بیند، پذیرد فریب
به گاه ِ درنگش نباشد شکیب،
ندارد زن و کودک و کشت و وَرز
نه چیزی بداند ز نااَرز و اَرز
چو بی آزمایش، نیابد خرد
سر ِ مایه ی کارها ننگرد
و اگر پیروز گردد، درنگ و سستی می کند و اگر کمی فشار بر او وارد شود، از دشمن و جنگ، می گریزد.
شاه شادمان از #بهرام می خواهد که جوشن و جامه ی جنگ بپوشد و به میدان آید. شهریار درفشِ اژدها پیکر ی که رستم در جنگ ها به دست داشت، به او می دهد و می گوید :
گمانم که تو رستم ِ دیگری
به مردیّ و گُردی ّ و فرمان بری
💠#بنیاد_فردوسی_مشهد
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad



